تبلیغات اینترنتیclose
زندگي خاطره ي روشني از يک لبخند( امیر ساقریچی)
پیچک( امیر ساقریچی) رها
شعر و ادب پارسی

امیر ساقریچی



نوشته شده در تاريخ شنبه 28 دی 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

زندگي خاطره ي روشني از يک لبخند
رويِ لب هايِ تو

در مرحله اي از روياست!
چينشِ هندسيِ

پيکره ي يک شعرست
علمِ معماريِ ناممکنِ قصري زيباست!

زندگي ساده ترين ترجمه ي دلتنگي ست
وقتي اندازه ي يک ثانيه

از من دوري!
زدنِ پلک و

همان فاصله ي کوتاهي ست
که به چشمِ منِ عاشق

شده سالي نوري!
زندگي عطرِ گريبانِ تو باشد

در باد
که شب و خانه

به او يکسره مي پردازند
فرصتي نو

که خدايانِ طبيعت هر سال
جمله از گردشِ اين رايحه گل مي سازند!

زندگي لمسِ رسيدن به تو
پيش از فرداست!

فرصتِ کشفِ دليرانه ي
شب بيداري!

شوقِ بارنده ترين چشمِ غني از باران
که ز خاکِ قدمت تازه شود پنداري!

برقِ چشمانِ تو...
تابنده تر از اخترها

هرمِ آغوشِ تو...
سوزنده تر از خورشيد است

رهنِ سجاده يِ ابريشميِ گيسويت
فرصتِ مغتنمِ زندگيِ جاويد است!

بوسه ات رختِ عزا از تنِ شب مي گيرد
خلسه... يک ثانيه از...

نعمتِ بودن با توست!
صحبتِ مهر و محبت به ميان آوردن

لذتِ واقعيِ لطفِ سرودن با توست!
زندگي جز تو و

اين با تو شکفتن ها نيست!
بي تو غم يک شبه دامانِ مرا مي گيرد

غصه پروا کند از قلبِ رها چون با توست
تو نباشي...
نفسم جانِ مرا مي گيرد!

 

امير ساقريچي -رها


 زندگي خاطره ي روشني از يک لبخند

برچسب ها : ,

موضوع : خاطره های بی غبار -19 , | بازديد : 253