تبلیغات اینترنتیclose
اشکي نمي بارد، سکوت آلوده ي غم هاست( امیر ساقریچی)
پیچک( امیر ساقریچی) رها
شعر و ادب پارسی

امیر ساقریچی



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 29 دی 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

اشکي نمي بارد، سکوت آلوده ي غم هاست
بُغضي گلويم را به سختي

در قفس دارد!
بر ذهنِ دور افتاده ام

مي گندد از حسرت
نعشي که در آيينه اي خلوت

نفس دارد!
در من هزاران واژه

نامفهوم و نا مأنوس
در معيتِ تابوتِ شعري

گرمِ تشييع اند!
ابياتِ نافرمان

چنان ارواحِ سرگردان
آيينه يِ بيزاريِ در حالِ تسريع اند!

با هجمه ي تلخِ قلم
پر مي دهد بر باد

آهي... که چونان قاصدک
در سينه روييده ست

بيداري از چشمانِ مردي
زهره مي گيرد

کز فرطِ بيماري
رهِ تب را... نپوييده ست!

اينجا زمان در التهاب از سکه مي افتد
هر شب به شبنم مي نشيند

بستر... از تعريق
يکدم هراس از صبحِ فردا

مي ستاند شوق
يک سو زند بر چهره ي رويا

حقيقت... تيغ!
دارد به سختي امتحانم مي کند ادراک

آزرده ي کابوسِ شب هايي نفسگيرم
با هر نفس يک گامِ ديگر سويِ نابودي

انسان منم... من...
من که دامنگيرِ تقديرم!

اين زندگي ارزانيِ ات بادا خداوندا
يکتا شدن با عزِ خلقت

رو سپيدي نيست!
تا در جهان لمسِ سعادت

صرفِ تمثيل است
ما را به اصلِ آدميت هم اميدي نيست!

گو مرگ ازين در تو بيايد هرچه زيباتر
با بوسه اش احساسِ لذتِ را


بر انگيزد!
قدري نفس... تنها بماند

در قفس... باشد
وهن افکنَد، جانِ رها آهسته بگريزد!

 

 

امير ساقريچي -رها

 

اشکي نمي بارد، سکوت آلوده ي غم هاست

برچسب ها : ,

موضوع : خاطره های بی غبار -19 , | بازديد : 260