تبلیغات اینترنتیclose
قطره ای اشک ز چشم تو فتاد( امیر ساقریچی)
پیچک( امیر ساقریچی) رها
شعر و ادب پارسی

امیر ساقریچی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 دی 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


اشک ساقی
.

 

قطره ای اشک ز چشم تو فتاد
قطره ای پاک و زلال ،

قطره ای نرم و لطیف ،
شبنمی رنگ همآغوشی گلبرگ و نسیم،

به درخشانی الماس و به شفّافی سیم،
ـ قلبم از دیدن اشکِ تو بلرزید و فسرد،

به دلم اشکِ تو آتش زد و مرد
و همین قطره مرا ،

تا به اعماقِ مصیبت زدگی با خود برد
ـ حیف از آن قطرۀ پاک

که به راه غم عشق چو منی،
بی سبب رفته به دیدار هلاک ،

بی گنه ریخته بر دامن خاک
ـ بیخود این اشک مریز ،

بیخود این گنج نهان در نگهت را مفروش
گر نداری تو دمی ،

تاب دیدار غمی را ز ـ رها ـ
دیده بپوش .

گریه بس کن تو دگر ،
گریه ات جانِ مرا چنگ زند ،

اشکِ تو مرغ گرفتار دلم را به قفس سنگ زند
ـ دیده را آب مده از غم دل

مکن اینگونه مرا باز خجل
که دگر طاقت چشمان تو را ،

که دگر طاقت آن دیدۀ گریان تو را،
که دگر طاقت رخسار پریشان تو را،

من ندارم گل ناز
ـ پس بیا با من و با دوری راه ،

تا رسیدن به تجلّی گه راز،
تا رسیدن به بلندای نیاز،

فارغ از هر غم و هر سوز و گداز ،
با غم سینه بساز .
ـ گریه بس کن تو دگر ـ


امیر ساقریچی -رها

 

http://www.shereno.com/16152/15549/138153.html

برچسب ها : ,

موضوع : دفتر نسیم , | بازديد : 202