تبلیغات اینترنتیclose
روزي از نو... بهانه اي ديگر...( امیر ساقریچی)
پیچک( امیر ساقریچی) رها
شعر و ادب پارسی

امیر ساقریچی



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 30 دی 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

روزي از نو... بهانه اي ديگر

زندگي يک مسيرِ تکراري ست!

خسته شب ها هميشه مي خوابيم
گرچه فردا

زمانِ بيداري ست!
دل سپردن به قصه ي غم ها

ديدنِ عکسِ کهنه از شادي
يادِ دورانِ عاشقي کردن

در قفس
با هوايِ آزادي!

شستن دست و صورت و
ادرار...!

پيله کردن به لثه با مسواک
خلوتِ خانه، حجمِ دلتنگي

لذت از زهرِ قهوه
با سيگار!

دادنِ گوشِ خود به موسيقي
دانلودِ نسخه هاي ويوالدي

خواندن از جنگِ ضد اتريشي
در کتابِ ژوزف گاريبالدي

بودني بي دليل و نا معلوم
تکيه کردن

به گرده ي انکار
لذت از شعري از هنر خالي

در جهاني مجازي و بيمار!
ميلِ صبحانه بعدِ شامي کم

مستِ نشخوارِ تازه گرديدن
رفتنِ مستراح و ديگر هيچ

تا ناهاري دوباره بلعيدن!
گردشي تازه بينِ آدم ها

يک خيابان پر از پريشاني
خط کشيدن به چهره ي تقويم

با عنايت به نا به ساماني!
ديدنِ دردِ زندگان در شهر

حسرت حالِ مردگان در گور
رد شدن از مسيرِ تنهايي

ضربه خوردن
ز سنبه ي پر زور!

کار و کار و...
دوباره خرکاري

چرخِ لنگانِ زندگي بي شوق
طعنه ي آرزويِ تکراري

گردني نازک و
هزاران طوق!

مثلِ ماشين...
تهي ز احساسات

سبقت از اعتلايِ انساني
مرگِ انگيزه ها و ارزش ها

خرجِ سرمايه ي مسلماني
تا غروب از زمانه ناليدن

از همان راهِ رفته برگشتن
خسته تر

از تمامِ هم نوعان
در پيِ شامِ بي سحر گشتن!

ساده در عمقِ خود فرو رفته
داده انگيزه هاي خود را رهن

همچو پروانه عاشقِ پرواز
بسته در...

تارِ عنکبوتي پهن!
حکمتِ خلقِ زندگاني چيست؟

ما براي چه غرقِ دنياييم؟
منترِ روز و شب شديم انگار

دورِ خود مي زنيم و اينجاييم!
روزي از نو... بهانه اي ديگر...

هر نفس يک پيامِ تکراري ست!
اينکه آري رها، تو خواهي مرد
اينکه انسان شدن گرفتاري ست!

 

امير ساقريچي -رها

 

روزي از نو... بهانه اي ديگر

برچسب ها : ,

موضوع : خاطره های بی غبار -20, | بازديد : 336