تبلیغات اینترنتیclose
شب نمايان و کوچه در خواب است( امیر ساقریچی)
پیچک( امیر ساقریچی) رها
شعر و ادب پارسی

امیر ساقریچی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

شب نمايان و کوچه در خواب است
من لبالب ز شوقِ ديدارم

مي تراشم کتيبه اي بر سنگ
تا بگويم که:

دوستت دارم!
زندگي در مصافِ دلتنگي

جزمِ خاموشيِ قناري هاست
هر طرف بي تو رو کنم

موجي...
حسرتِ تلخِ ماندگاري هاست

در دلم ريشه کرده اي اما
فصلِ روييدنِ اقاقي نيست

دوري از چشمِ خسته ام
گرچه...

نبضِ اين قصه
اتفاقي نيست!

طرحِ خاموشيِ تو فريادي ست
لکه ي خونِ سرخي از پاييز

يک بغل آرزويِ در تعليق
ساده و بي بديل و

رنگ آميز!
ذهنِ سيالِ آسمان مهتاب

ذره اي در شيارِ تاريکي ست
بينِ موسيقي و نفس هايم

در حقيقت
مسير باريکي ست!

زخميِ تنگِ خانه ماهي ها
همچو من جاودانه بيدارند

ماه و خورشيدشان
مقوايي ست

عالمي در خيالِ خود دارند!
من تو را عاشقانه مي خواهم

من تو را بي بهانه مي جويم
حاضرم غصه را به چنگ آرم

تا بداني که
راست مي گويم!

رهسپارِ تو بودن اين روياست
اينکه در قلب من نمي ميري

بايد از ديده ات بپرسم او
دارد از من چگونه تعبيري؟

شب نمايان و
کوچه در خواب است

من به يادِ تو مست و بيدارم
مي نويسم: ـ رها ـ بخوانش عشق
باورم کن که دوستت دارم!

 

 

امير ساقريچي -رها


 شب نمايان و کوچه در خواب است

برچسب ها : ,

موضوع : خاطره های بی غبار -20, | بازديد : 328