تبلیغات اینترنتیclose
پر از حسِ دلتنگي ام بي تو باز( امیر ساقریچی)
پیچک( امیر ساقریچی) رها
شعر و ادب پارسی

امیر ساقریچی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

پر از حسِ دلتنگي ام بي تو باز
درين خانه... جز غم

کسي زنده نيست!
ميانِ من و خاطراتت هنوز

يکي... تا همين لحظه
بازنده نيست!

پس از رفتنت شب
درين خانه ماند

زمان طعمه ي لحظه ها مي شود
طنينِ قدم هاي من

در اتاق...
پيام آور غصه ها مي شود

به آيينه بي خنده ات گفته ام
که بايد دچارِ شکستن شوي

فقط قاب خالي که
آيينه نيست

تو بايد شبيهِ خودِ من شوي!
به زندانِ بي روزن

افتاده ام
نفس هايم از هم

جدا مانده اند
تپش هاي قلبي

که درمانده است
درونِ قفس

بي صدا مانده اند!
شکايت به دريا کند ديده ام

ز اشکي که خواب از سرم مي برد
کسي در من...

آماده ي مردن است
ز دردي که

جان در برم مي درد!
به يأس آشنا گشته ام در خفا

مگر بي تو با خود
مدارا کنم

دلِ زخمي ام را
به دستِ جنون

به سرسختيِ سنگِ خارا کنم
سکوتِ تو يک برزخ واقعي ست

براي رها... کز دعا خسته است
غرورم به خود طعنه ها مي زند

که در من به دستِ تو
بشکسته است!

 

امير ساقريچي -رها

پر از حسِ دلتنگي ام بي تو باز

برچسب ها : ,

موضوع : خاطره های بی غبار -20, | بازديد : 336