تبلیغات اینترنتیclose
من از غصه در خود فـــرو رفتـه ام( امیر ساقریچی)
پیچک( امیر ساقریچی) رها
شعر و ادب پارسی

امیر ساقریچی



نوشته شده در تاريخ جمعه 4 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


من از غصه در خود فـــرو رفتـه ام
تــو لبـــريــــزِ احســاسِ آرامشـي
اگـر عاشقي جــز فــداکاري است
ندارم از آغـــوشِ تـــو خــواهشي

بـه ديــوانگي مي شود تکيـه کرد
دقايـــق مگــر با تـو پــايــا شونـــد
شب از ديــدگانـم طلب مي کنـم
تــداعي گـــرِ مـــدِ دريـــا شـونـــد

مرا بـــا تـــو در خـود کجا مي برد؟
خيالي که پيوسته همراهم ست
از اينجا که مــن غـرقِ دلتنگي ام
فقط يک قـدم مانده تـا آهم است

درونِ دلِ ســوت و کــــورم هنــــوز
تپش هــاي نا مطمئــن جاري اند
ز چشمــانــم آيينـه گل مي دهــد
زمـــاني که درگيـــرِ بيـــداري انـــد

در اين ورطه آسان نبايد شکست
غرورم مقـاوم تر از خواهش است
بسـوزان و خـاکستـــرم را ببخش
کسي در من آماده سازش است

تو را بي نيـاز از تو مي خــواهمت
فــراتـــر از ايـــن عمـــر بي اعتبــار
به شوقـت قلم را که تن مي کنم
ورق مي خـــورد بــــرگي از انتظار

شکايت نـدارم... قسم مي خورم
که در من هوايت برآشفتـه نيست
رهــا بي تو هم از تـو دم مي زنـد
تهِ جمله هايش ولي نقطه نيست

 

اميــر ساقـريچي -رهـا

من از غصه در خود فـــرو رفتـه ام
 

برچسب ها : ,

موضوع : خاطره های بی غبار -21 , | بازديد : 346