تبلیغات اینترنتیclose
باغی شکفت دیده هراسید ازانکسار( امیر ساقریچی)
پیچک( امیر ساقریچی) رها
شعر و ادب پارسی

امیر ساقریچی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 دی 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

تا بالا آمدن فلش کمی صبر کنید : تشکر می کنم

 لطفا برای اجرا کلید play را بزنید

رفیق قدم های مطمئن

*

باغی شکفت

دیده هراسید ازانکسار

مهسان بر آمدی و به شب پشت پا زدی

همچون فرشته ای که دَ م اش صبح روشنی است

نام مرا به لطف محبت صدا زدی

تا در خیال پنجره تصویری از تو رست

قلبم چنان کبوتری از سینه پر کشید

اشکی ز اشتیاق طلوعت چکیده و خاک

آن را چنان شراب کهنساله سر کشید

گیسو به دست باد موفق سپرده ای

ابرو کمند قلب فقیران چه میکنی

با مهر بی کران به نوازش نشسته ای

ما را ز نوش عاطفه دیوانه می کنی

گلخنده ات که در دو جهان حکم کیمیاست

تنها دلیل فتح  نفس های کاذب است

وین عطر جانفزا که هوا را نموده مسح

یکسر برای رفع کسالت مناسب است

بیچاره آنکه عشق تو را آرزو نکرد

یک دم اراده کن که جهان زیر و رو شود

در راه عاشقی که هراس از فریضه نیست

وقتی نماز شکر تو را بی وضو شود

دلخوش به بودنت شده ام بیش از انتظار

بانوی ماه و آتش و فواره و بهار

جایی که آیه آیه حقیقت سخاوت است

گل می دهد صنوبر خشکیده در حصار

حسی مرا بسمت  نگاه تومی کشد

پیوسته در نشیب خیالت روانه ام

گاهی برای لمس تپش های قلب خویش

محتاج یک مراوده کودکانه ام

تنها تویی که قاصد فردای روشنی

از زندگی بگو که زمان با تو جاری است

شکری که بر زبان فورا ن سعادتی

جانی که بودنت سبب ماندگاری است

گویی تورا برای رها آفریده اند

از آسمان رسیده ای که پیام آوری کنی

با من بمان

رفیق قدم های مطمئن

باشد مرا ز تلخی غمها

بری کنی

 

 

امیر ساقریچی -رها

برچسب ها : ,

موضوع : دکلمه ::رفیق قدم های مطمئن, | بازديد : 298