تبلیغات اینترنتیclose
باز گندمزار گیسویت به دست باد می رقصد ( امیر ساقریچی)
پیچک( امیر ساقریچی) رها
شعر و ادب پارسی

امیر ساقریچی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 دی 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

مرا دریاب

 

باز گندمزار گیسویت به دست باد می رقصد ،
و من بیهوده در صحرای چشمانت ...
- به رغمِ تشنگی ، سرگرم ایثارم
و بر صحن غبار آلوده ی این خانه ی خلوت ،
هنوزم دانه می کارم.
چه بی اندازه مشتاقم ...
- برای دوری از تنهایی و تبعید ،
و دلتنگم چه بی علت ...
- برای خلعت زیبنده ی خورشید ،
که گرمایش پس از باران نگاهت را ...
- به شرط رویش رنگین کمان می باخت
و ناگه برقِ لبخندی ...
- ز فتحِ قله های گونه ات سر زنده ام می ساخت.
چه محتاجم ...
- به حس گم شدن در شهر آغوشت.
چه غمگینم ...
- برای لحظه های خوب و زیبایی ،
که راحت شد فراموشت.
و دلگیرم ز مرگ ساکت عشقی ...
- که چون بار گنه افتاده بر دوشت.
صدایم کن ،
کمک کن باز چشمانت ....
که تنها شاهد شلاق تبعیضند ،
به لطف شعر های من ،
گهرهایی فرو ریزند ،
مگر با دانه های خفته در خاکِ نگاهت در بیامیزند.
و ناگه ، از دل شب ها بروید غنچه ی مهتاب ،
که برگیرد ز دنیای ز هم بگسسته ی ما خواب
دلم دیگر ندارد تاب ...
- مرا دریاب ،
- مرا دریاب .

 

 

امیر ساقریچی -رها

 

http://www.shereno.com/16152/15547/138244.html

برچسب ها : ,

موضوع : دفترخنیا, | بازديد : 278