تبلیغات اینترنتیclose
بر تنِ باغچه ردي ز قدم هاي تو نيست( امیر ساقریچی)
پیچک( امیر ساقریچی) رها
شعر و ادب پارسی

امیر ساقریچی



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 23 دی 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


بر تنِ باغچه ردي ز قدم هاي تو نيست
اين سکوت آنهمه تلخ است،

که پژواکِ صداست!
مُردم از غصه ي بيچارگي پنجره ها

اين گنه گردنِ کم طاقتيِ
ثانيه هاست!

تو به يک وسوسه
دل کنده اي و

گرگِ خزان
قاصدک هاي مرا

کشته به همدستيِ باد
من به اندازه ي يک خاطره

دلتنگِ توأم
و

مرا قلبِ تو در حادثه اي
برده ز ياد!!!

خانه
بي عطرِ نفس هاي تو

زندانِ من است
هر طرف رو کند آيينه ي جان

چهره ي توست!
شايد از مرثيه ات

چشمِ من آزرده شده
که پسِ پرده نيانداخته

تصويرِ درست!
بينِ دنيايِ من و تو

سفري ممکن نيست!
قدرِ دلواپسي ام

در گرو
خورشيد است

اين نفس هايِ پراکنده
عجب بي روحند!

دور از امنيتِ آغوشِ تو
شب... تبعيد است

قصه ي دوريِ ما هيچ نهايت دارد؟
خسته از فاصله ام

کاش
که
بر
مي گشتي

 

امیر ساقریچی-رها

 

بر تنِ باغچه ردي

برچسب ها : ,

موضوع : خاطره های بی غبار -11 , | بازديد : 227