تبلیغات اینترنتیclose
سخت افسوس مي خورم( امیر ساقریچی)
پیچک( امیر ساقریچی) رها
شعر و ادب پارسی

امیر ساقریچی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 دی 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 


سخت افسوس مي خورم
براي تمام روزهايي
که بي تو...
گذشتند
و
تمام شب هايي
که با تو...
نمي گذرند!
مي بيني دلبندم؟
هنوز رويايت تمام زندگي من است

 

 امیر ساقریچی- رها

**

 

يک شبِ باراني و دلگير بود
اشکِ فروخورده
فراگير بود
دست تکان دادي
و
رفتي که رفت
نعره زدم:
"باش و..."
ولي دير بود!

امیر ساقریچی- رها

**

 من به اندازه ى شرابى كه از لبانت مى نوشم
درونم را برايت آشكار خواهم ساخت
اگر مى خواهى مرا محك بزنى
يك قدم نزديكتر بيا!

امیر ساقریچی- رها

**

 پايان دنيا همين جاست!
تو امروز
مادر شده اي
و
من ديروز پدر
بي آنکه حتي لحظه اي...
يکديگر را در آغوش کشيده باشيم!

 امیر ساقریچی- رها

**

 با تو هستم... اى ماه شب هاى مهتابى
كجاى آسمان زندگى ام ايستاده اى
كه تا به خورشيد سلام مى كنى
روز من تمام مى شود؟!

 

 

 امیر ساقریچی- رها

 

  

برچسب ها : ,

موضوع : خاطره های بی غبار -1+12 , | بازديد : 159