تبلیغات اینترنتیclose
نیمه شب وقتی ماه، در هماغوشی رویایی ژرف،( امیر ساقریچی)
پیچک( امیر ساقریچی) رها
شعر و ادب پارسی

امیر ساقریچی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 دی 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


دوستت می دارم

 

نیمه شب وقتی ماه،
در هماغوشی رویایی ژرف،

از دلِ نازکِ این پنجره ی باکره تو می آید،
من به یمنِ قدمِ کودکِ مهتابش باز،

که به اندازه ی لبخندِ خدا عریان است،
در اتاقی خلوت...

تا شکوفایی چشمانِ سحر بیدارم
وز همین غصه،

که دوری به من و اینجایی...
بیش و کم حال غریبی دارم.

هیچ اندیشیدی...
چه کسی مرز میانِ من و غم را برداشت؟

هیچ با خود گفتی...
وقتی از حسرتِ یک بوسه لبم می سوزد،

زندگی با تو برایم چه ثمر خواهد داشت؟
باز هم می گویم...

عشق از منظر من واژه ی ممنوعی نیست
قلب من گلدانی ست

که محبت ز تمامیتِ آن می روید
و گل این گلدان،

یکسر از تابش چشمِ تو سخن می گوید.
دوستت می دارم...

گرچه بین من و تو فاصله ای تا فرداست.
دوستت می دارم...

گرچه تصمیم سفر وسوسه ای پا برجاست.
راستی می دانی...

که برایت نفسی یکسره در جریان است؟
هیچ آیا گفتم...

در دلم مهر تو عمری همه سرگردان است؟
آه یادت باشد...

زندگی سخت فراسوی زمان می تازد
عشق را باور کن...فرصتی دیگر نیست

هر نفس ذره ای از جانِ تو را می بازد
دوستت می دارم...

در همین لحظه که در شعر رها فریادی
دوستت می دارم...
چون قلم را تو به دستان نحیفم دادی

 


امیر ساقریچی -رها

http://www.shereno.com/16152/15710/138698.html

 

برچسب ها : ,

موضوع : دفتر دیباچه, | بازديد : 197