تبلیغات اینترنتیclose
اين همان نقطه از دنياست( امیر ساقریچی)
پیچک( امیر ساقریچی) رها
شعر و ادب پارسی

امیر ساقریچی



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 دی 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

اين همان نقطه از دنياست! 

 

اين همان نقطه از دنياست!
جايي که...

زيباترين خاطراتمان
در گورها خوابيده اند

و
اشک ها
به اندازه ي سدي

که در مقابلِ چشمانمان ساخته اند
ما را از ديدنِ فرداهايي

که هرگز نخواهند آمد
باز مي دارند!

جايي که هيچکس
به اندازه ي فداکاري هايش
خشنود نيست!

و
هيچ انساني...
به قدرِ تمامِ پنجره هايي که گشوده است
از زيبايي هاي هستي
لذت نمي برد!
..
اين همان نقطه از دنياست
جايي که...
دردها اخم را بر پيشاني هايمان
حک کرده اند

و
نابرابري ها
آدمي را به سر حد جنون رسانيده اند
تا به همين نفس هاي پراکنده قناعت کنيم
و همواره در انتظار جنگجويي باشيم
که انتقاممان را از سرنوشت بگيرد!
گويي ما را براي هميشه
در قفسي بي انتها
رها کرده اند

و
ارزش زندگي مان
تنها به کشفِ روزنه هايي ست
که بويِ آزادي مي دهند!
افسوس که ما در اين سرزمينِ تاريک
حقيقت را به حماقت
باخته ايم

و
تمامِ استخوان هايمان
هنگامِ گريزِ از تنهايي ترک برداشته اند
و
فاصله ها پيوسته بي درنگ
خود را به ما تحميل مي کنند!
...
اين همان نقطه از دنياست!
جايي که...
اعتراض به تضييع هيچ حقي
قانوني نيست!

و
خوب و بد
هر يک به نوعي بي دفاع اند
ما در اين برهوت
با نفرت...
عاشق مي شويم!
با جسارت...
فراموش مي کنيم!
و
با رضايت...
خود را تسليم عقايدي مي سازيم
که به آنها باور نداريم!
و
همچنان مغز هايمان
انبار زباله هايي ست
که با دستانِ خود
توليد کرده ايم!
آري...
اين همان نقطه از دنياست!

 

 

امير ساقريچي-رها

 


 

برچسب ها : ,

موضوع : خاطره های بی غبار -15 , | بازديد : 257